تبليغاتX
ورود ممنوع

ورود ممنوع

سلام.بالاخره آپیدم...البته فقط چندتا عکسه؛ و اما پست بعدی من درباره حجاب خواهد بود....خیلی خوشحال میشم اگه نظر شمارو هم بدونم... اگه با حجاب موافقید دلایل موافقتتونو بگید و اگر مخالف دلایل مخالفتتون...

 

اینم عکسا...

 

اول دو تا دونه عکس از دوتا آبجی کار درست:

 

 

 

 


تا حالا دقت کرده بودین؟؟؟؟؟؟؟


و اینم دو تا عکس که خیلی حرف برا گفتن دارن....

 


و عکس آخر که یکی از دوستان برام میل کردند و فرمودن:آقایون فقط اینجوری ادب میشن..

نوشته شده توسط نازنین در ساعت | لینک ثابت |

 سلام به همهامیدوارم خوب باشین.این وب تا بعد از امتحانا یعنی نیمه اول تیر آپ نمی شه.ولی منتظر نظرای قشنگتون هستم 

نقش زنان در نهضت عاشورا

 

واقعه عاشورا گرچه حقيقتاً تلخ و جانسوز است اما در درون خود تابلوي زيبايي است از آزادگي و شناخت انسان‌ها و همچنين بزرگي مقام زن، دوشادوش زن و مرد را مي‌توان به شكل كامل در حادثه كربلا مشاهده كرد.

مردان در صحنه نبرد جنگيدند به شهادت رسيدند و زنان پيام ايشان را شهر به شهر ابلاغ كردند و به اسيري رفتند.

نمي‌توان بدون تعمق اين جمله را بر زبان جاري ساخت بي آنكه مفهوم عميق‌اش را دريافت. وقتي مطرح مي‌شود كه  «كربلا مي‌مرد اگر زينب نبود» در اين كلام رازي نهفته است كه نياز به شناخت مكتب عظيم عاشورا دارد.

براي شيعيان عاشورا روز حزن و ماتم زمين و آسمان است. اما براي عاشورائيان (شيعيان آگاه بر مكتب عاشورا) عاشورا روز عمل است، روزي كه هر آنچه در دين اسلام عنوان شده است در صحنه عمل اجرا مي‌شود و شكل كاربردي مي‌يابد. يكي از جريان‌هاي مؤثر در پيشرفت نهضت عاشوار حضور قوي و مؤثر زنان بود كه به گونه‌اي قلم بطلان بر كج‌انديشي‌هاي جامعه آن روزگار درباره زنان كشيده شد. در كربلا هر آنچه كه مورد تقاضاي يك زن است ديده مي‌شود.

1- حق انتخاب  2- آزادي بيان و عقيده 3- آزادي عمل 4- حضور (آنچنان كه خود مي‌خواهند)

در كربلا زن و مقامش رنگ و بويي از ضعف و پژمردگي ندارد. زن ناآگاه در صحنه كربلا حضور ندارد، مي‌داند كجاست و چه مي‌خواهد و به كجا مي‌رود، هر زني كه در آن صحنه حاضر است در معني حقيقي كلام زن است مصمم و آگاه و صاحب آگاهي متفاوتي نسبت به ساير زنان جامانده از مكتب عاشورا است.

زن صرفاً موجودي نيست كه به واسطه ضعف متكي بر مرد باشد بلكه با تفكرات خويش مي‌تواند در مقام يك شريك زندگي، همسرش را از ترديدهاي زندگي برهاند.

همسر زهير بن قين نمونه‌اي عالي است از يك زن كه با كلام به‌موقع خويش همسرش را به جانب امام حسين(عليه‌السلام) رهسپار نمود. آنگاه كه زهير مردد بود كه در جواب فرستاده امام كه او را به حضور مي‌طلبيد چه بگويد. همسرش دختر عمرو با ناراحتي به او گفت «سبحان الله! پسر پيغمبر تو را به حضور مي‌طلبد و تو نمي‌روي؟!...»

همسر زهير با درايت خويش و با اصرار در مجاب نمودن شوي خويش او را به حضور امام روانه ساخت.

در كربلا تابلوي ديگري نيز وجود دارد و آن تأثير تربيت زنان بر مردان است كه در روز عاشورا تربيت‌ شدگان در دامان مادراني آگاه، پاسدار آنچه كه آموخته بودند شدند و اين امر بيانگر جامعه‌ساز بودن زنان است.

مادر وهب‌ بن جناح دانش‌آموخته مكتب اسلام فرزندش را در چنين مكتبي پرورش داد. روز عاشورا وهب به ميدان رزم رفت و پس از نبردي مردانه به سوي مادر آمد و از او پرسيد «آيا از من راضي نشدي؟!»

و مادر وهب در پاسخ گفت: از تو راضي و خشنود نمي‌شوم مگر آنكه در ياري حسين(ع) كشته شوي.

شايد نگاه ناآشنا با مكتب اسلام و عاشورا نتواند اين رفتار را درك كند اما واقعيت چيز ديگري است. زنان فرزندانشان را پرورش مي‌دهند كه از ارزش‌ها دفاع نمايند و شجاعت و ايمان و شهادت را از بدو كودكي به كودكانشان مي‌آموزند. واقعه عاشورا، مصيبتي بود براي اهل حرم و زنان كاروان، گر چه زنان را داغدار نموده بود و اينك به اسيري مي‌رفتند اما به آن معنا نبود كه به دليل فشارهاي رواني از خويشتن غافل شوند و خود را به دست مصائب بسپارند. متانت و وقار اسرا حاكي از تسلط ايشان به خويشتن است كه در بحراني‌ترين شرايط حافظ ارزش‌هايشان باشند. حميدبن مسلم از راويان كربلا مي‌گويد:

«در غارت خيمه‌ها مي‌ديدم زنان و دختران حسين در ندادن روپوش‌هاي خود سخت پافشاري مي‌كردند و نمي‌گذاشتند به‌سادگي چادر و معجرشان  را از سربربايند...» چنان اين امر بر ايشان مهم است كه در اولين فرصت از عمروبن‌سعد هيچ خواسته ديگري ندارند جز بازگرداندن چادر و روپو‌ش‌هاي به غارت‌رفته‌شان.

حفظ حجاب به عنوان يك ارزش اسلامي، زنان عاشورا را مأمور كرد تا رسالت خويش را در دفاع از حريم خويش به پايان برند.

جالب است كه بدانيم جامعه آن روز با توجه به دعوت اسلام و ارزش‌گذاري عظيم‌ براي زنان همچنان زن را به مانند موجودي ضعيف و قابل ترحم مشاهده مي‌كرد و زنان حرم امام حسين(ع) اين تفكرات را به يكباره در هم شكستند و با قاطعيت و صلابت خويش حضور مقتدر زن در عرصه اجتماعي را به نمايش گذاشتند. به نوعي عصر عاشورا صحنه نمايش قدرت زنان بود. در جامعه‌اي كه حتي مردانش از شرايط زمان ناآگاه بودند و جرأت بر زبان آوردن كوچكترين حقي را نداشتند حرم امام حسين با آگاهي خويش از اوضاع سياسي و اجتماعي به مقابله با افكار نادان زمانه پرداخت، عزت نفسي كه در سخت‌ترين لحظات از خاندان پيغمبر مشاهده شد. به راستي وجود چنان عزت نفسي است كه مي‌تواند ميل سركشي انسان را مهار سازد. آن هنگام كه يكي از تماشاچيان كوفه دلش به حال اسرا به رحم آمد و مقداري طعام برايشان آورد كلثوم با اقتدار و كلامي محكم فرمود: ما از خانواده پيغمبر هستيم و صدقه شامل حال ما نمي‌شود و كودكان را دستور به بازگرداندن هر آنچه گرفته بودند، نمود و سپس فرمود: مردانتان مردان ما مي‌كشند و زنانتان بر ما گريه مي‌كنند. آن گاه ام‌كلثوم پيام خويش را ابلاغ مي‌كند و از پشت پرده خطبه‌اي را براي مردم كوفه مي‌خواند: «اي اهل كوفه واي به حال شما، چرا حسين را كوچك شمرده و او را كشتيد و اموالش را به غارت برديد و زنان او را اسير نموديد و آنگاه بر او گريه مي‌كنيد؟ واي بر شما! هلاكت و بدبختي بر شما !...»

و اما حضرت زينب اسوه صبر و مقاومت، تكميل كننده قيام عاشورا و يگانه بانوي قهرمان كربلا در ارسال پيام عاشورا بود. وي كه پاسدار ارزش‌هاي اسلام به شمار مي‌آمد با وجود آنكه داغ‌ عزيزترين بندگان خدا را در دل داشت سربلند و با اقتدار در مواجهه با شهادت خاندانش برخورد نمود. آنگاه كه در كنار پيكر مطهر امام حسين(عليه‌السلام) قرار مي‌گيرد حضرت را قرباني اندكي در پيشگاه خداوند مي‌داند و از خداي خويش مي‌خواهد كه پذيراي اين قرباني باشد و در پاسخ ياوه‌گويان كه به تمسخر از آن اسوه صبر و مقاومت پرسيدند چه مي‌بينيد؟ حضرت زينب حقيقتي را كه نهفته در واقعه عاشورا است بيان مي‌كند و به راحتي مي‌گويد كه: «چيزي نمي‌بينم جز زيبايي.» در نگاه حضرت زينب دفاع از ارزش‌ شهادت در راه خدا زيبايي است.

سخنراني اين بانوي بزرگوار در مجلس يزيد ماهيت حكومت ظلم را آشكار ساخت و راه مبارزه را بر ديگران نمايان كرد: «هان اي يزيد آيا گمان مي‌كني كه چون زمين و آسمان را بر ما تنگ كردي و ما را شهر تا شهر مانند اسيران كوچ دادي از منزلت ما كاستي و بر حشمت و كرامت خود افزودي و قرب خود را نزد حضرت يزدان به زيادت كردي... فراموش كردي فرمايش خدا را كه فرموده البته گمان نكنند آنانكه كفر ورزيدند كه مهلت دادن ما ايشان را بهتر است از براي ايشان. همانا مهلت داديم ايشان را تا بر گناه خود بيفزايند و از براي ايشان است عذابي مهين. آيا از طريق عدالت است اي پسر آزادشدگان كه زنان و كنيزان خود را در پس پرده‌ بداري و دختران رسول خدا را چون اسيران شهر به شهر بگرداني؟! همانا پرده حشمت و حرمت ايشان را هتك كردي... . بدون آنكه جرمي بر خود داني... با چوبي كه در دست داري به دندان‌هاي ابي‌عبدالله سيد جوانان بهشت مي‌زني... اي يزيد! قسم به خدا كه نشكافتي مگر پوست خود را و نبريدي مگر گوشت خود را.... و كافي است ترا خداوند از جهت داوري... .

يزيد در مقابل سخنان قاطع حضرت زينب خاموش مانده بود و حضرت زينب حقيقت ماجرا را كه همانا استواري حكومت وي بر پايه‌‌هاي ظلم است آشكار ساخت. به راستي بانوي بزرگ اسلام وجدان‌هاي خفته و خموش را بيدار ساخت و روح مرده مقاومت را در مردم زنده نمود و ترسي را كه بر جان مردم مستولي گرديده بود از ميان برد و از آن پس است كه ما شاهد قيام‌هاي مختلف عليه ظلم هستيم. زيرا اينك مردم الگويي براي حق‌گويي و حق‌طلبي يافته بودند.

حقيقتي ژرف است اين كلام «كربلا مي‌مرد اگر زينب نبود» و حضور زنان در به ثمر رسيدن اين نهضت غيرقابل ترديد مي‌باشد.

منبع:http://www.ido.i سازمان تبلیغات اسلامی

نوشته شده توسط نازنین در ساعت | لینک ثابت |

 

دخترک خنده  کنان گفت که چیست

راز این حلقه زر

راز این حلقه که انگشت مرا

این چنین تنگ گرفته است به بر

 

                        راز این حلقه که در چهره او

                        این همه تابش و رخشندگی است

                        مرد حیران شد و گفت:

                        حلقه خوشبختی است حلقه زندگی است

 

                                         همه گفتند مبارک باشد

                                        دخترک گفت: دریغا که مرا

                                        باز در معنی آن شک باشد 

                                    سال ها رفت و شبی

 

زنی افسرده نظر کرد بر آن حلقه زر

دید در نقش فروزنده او

روزهایی که به امید وفای شوهر

به هدر رفته هدر!!!!!!!!!

 

زن پریشان شد و نالید که وااااااای

وای این حلقه که در چهره او

باز هم تابش و رخشندگی است

حلقه ی بردگی و بندگی است!!!

 

 

                                 

نوشته شده توسط نازنین در ساعت | لینک ثابت |

سلاااام.............نه اشتباه نیمدید!!!!! خودشه ورووود ممنوعه!! منتها اینبار کمی متفاوت. به شیوه سوسولیسم!!!! این آپ شده شبیه یه محفل ادبی، یه شب شعر، یا یه چیزی تو این مایه ها، ولی................ولی این مدلیشو تا حالا ندیدید!!!! بخونید و حالشو ببرین (راستی شعر اول از محمد علی بهمنی، دو بیتی ها از یکی از دوستانه که در انجمن های ادبی دانشگاه اینا رو خوند ولی متاسفانه اسمش الان تو خاطرم نیست و شعر آخرم از یکی از سایت ها سرقت ادبی کردم که باز متاسفانه آدرسش یادم نیست!!)


 

حوا اگر نبود.........

حوا اگر نبود تو آدم نمی شدی

تو اشرف خلایق عالم نمی شدی

شر بودی و برای خدا دردسر اگر

حوا نبود از سر او کم نمی شدی

یک شب در انزوای زمان خاک میشدی

دیگر حریف لشکر ماتم نمیشدی

در جنگل مجعد و ممنوعه خدا

گندم که هیچ، لایق جو هم نمیشدی

باید قبول کرد که حوا اگر نبود

اصلا بساط عشق فراهم نمیشدی

حالا دو بیتی:

هی با توام آی زندگی، کر خودتی                   ساده دل و خام و زود باور خودتی

بیهوده مکوش تا مخم را بزنی         عاشق بشوم؟؟نه جان من، خر خودتی 

 

 

 

ابنم یکی دیگه:

گر ساده و زود باورم مثل توام            در باطن اگر کور و کرم مثل توام

گویند مشو عاشق آن چشم سیاه         گر عاشق تو شوم خرم، مثل توام

 

 

اینم یه شعره درخواستی از ممد سیبیل :

                   الهی به مردان در خانه ات ... ... ... ... ... ... به آن زن ذلیلان فرزانه ات 
                   به آنان که با امر روحی فداک ... ... ... ... ... ... نشینند و سبزی نمایند پاک
                    به آنان که از بیخ و بن زی ذیند ... ... ... ... ... ... شب و روز با امر زن می زیند 
                    به آنان که مرعوب مادر زنند ... ... ... ... ... ... .. ز اخلاق نیکوش دم می زنند
                به آن شیر مردان با پیش بند ... ... ... ... ... ... ... که در ظرف شستن به تاب و تبند


به آنان که در بچه داری تکند ... ... ... ... ... ... ... یلان عوض کردن پوشکند
به آنان که بی امر و اذن عیال ... ... ... ... ... ... ... نیاید در از جیبشان یک ریال
به آنان که با ذوق و شوق تمام ... ... ... ... ... ... به مادر زن خود بگویند: مام
به آنان که دارند با افتخار ... ... ... ... ... ... ... ... نشان ایزو نه، زی ذی نه هزار
به آنان که دامن رفو می کنند ... ... ... ... ... ... ... ز بعد رفویش اتو می کنند
به آنان که در گیر سوزن نخند ... ... ... ... ... ... ...            گرفتار پخت و پز مطبخند

  

به آنان قرمه سبزی پزان قدر ... ... ... ... ... ... ... به آن مادران به ظاهر پدر
الهی به آه دل زن ذلیل ... ... ... ... ... ... ... ... به آن اشک چشمان ممد سبیل
به تن های مردان که از لنگه کفش ... ... ... ... ... چو جیغ عیالاتشان شد بنفش
که ما را بر این عهد کن استوار ... ... ... ... ... ... ... از این زن ذلیلی مکن برکنار
به زی ذی جماعت نما لطف خاص ... ... ... ... ... ... نفرما از این یوغ ما را خلاص


فلسفه تفاوت:

گفتیم اسلام در روابط و حقوق خانوادگی زن و مرد فلسفه خاصی دارد که با آنچه در چهارده قرن پیش می گذشته مغایرت دارد و با آنچه در جهان امروز نیز میگذرد مطابقت ندارد.

گفتیم از نظر اسلام این مسئله هرگز مطرح نیست که آیا زن و مرد دو انسان متساوی در انسانیت هستند یا نه؟و آیا حقوق خانوادگی آنها باید ارزش مساوی با یکدیگر داشته باشند یا نه؟ از نظر اسلام زن ومرد هردو انسانند و از حقوق انسانی متساوی بهره مندند.

آنچه مطرح است این است که زن و مرد به دلیل اینکه یکی زن است و دیگری مرد، در جهات زیادی متشابه نیستند، جهان برای آنها یکجور نیست، خلقت و طبیعت آنها را یکنواخت نخواسته است، و همین جهت ایجاب می کند که از لحاظ بسیاری از حقوق و تکالیف وضع مشابهی نداشته باشند.در دنیای غرب ، اکنون سعی می شود میان زن و مرد از لحاظ قوانین و مقررات و حقوق و وظایف وضع واحد و مشابهی به وجود آوردند و تفاوت های غریزی و طبیعی زن و مرد را نادیده بگیرند. تفاوتی که میان نظر اسلام و سیستم های غربی وجود دارد در اینجاست. علیهذا آنچه اکنون در کشور ما میان طرفداران حقوق اسلامی از یک طرف و طرفداران پیروی از سیستم های غربی از طرف دیگر مطرح است مسئله وحدت و تشابه حقوق زن ومرد است نه تساوی حقوق آنها. کلمه «تساوی حقوق» یک مارک تقلبی است که مقلدان غرب بر روی این ره آورد غربی چسبانیده اند.

من نمی گویم در هیچ جای دنیا ادعای تساوی حقوق زن و مرد معنی نداشته و ندارد و همه قوانین گذشته و حاضر حهان حقوق زن ومرد را بر مبنای ارزش مساوی وضع کرده اند و فقط مشابهت را از میان برده اند. خیر چنین ادعایی ندارم. اروپای قبل از قرن بیستم بهترین شاهد است. در اروپای قبل از قرن بیستم زن قانونا و عملا فاقد حقوق انسانی بود؛ نه حقوقی مساوی با مرد داشت و نه مشابه با او.  در نهضت عجولانه ای که در کمتر از یک قرن اخیر به نام زن و برای زن در اروپا صورت گرفت، زن کم و بیش حقوقی مشابه با مرد پیدا کرد، اما با توجه به وضع طبیعی و احتیجات جسمی و روحی زن، هرگز حقوقی مساوی با مرد پیدا نکرد زیرا زن اگر بخواهد حقوقی مساوی مرد پیدا کند راه منحصرش این است که مشابهت حقوقی را از میان بردارد، برای مرد حقوقی متناسب با خودش قائل شود. تنها از این راه است که وحدت و صمیمیت واقعی میان زن و مرد بر قرار می شود و زن از سعادتی مساوی با مرد بلکه بالاتر از آن برخوردار خواهد شد و مردان از روی خلوص و بدوم شاوبه اغفال و فریبکاری برای زنان حقوق مساوی و احیانا بیشتر از خود قائل خواهند شد.

و همچنین من ادعا نمیکنم حقوقی که عملا در اجتماع به ظاهر اسلامی ما نصیب زن میشود ارزش مساوی با حقوق  مردان  داشته است. بارها گفته ام که لازم و ضروری است به وضع زن امروز رسیدگی کامل شود و حقوق فراوانی که اسلام به زن اعطا کرده او در طول تاریخ عملا متروک شده به او باز پس داده شود، نه اینکه با تقلید و با تبعیت کورکورانه از روش مردم غرب_که هزاران بدبختی برای خود آنها به وجود آورده_نام قشنگی روی یک فرضیه غلط بگذاریم و بدبختی های نوع غربی را بر بدبختی های نوع شرقی زن بیفزاییم . ادعای ما این است که عدم تشابه حقوق زن و مرد در حدودی که طبیعت زن و مرد را در وضع نامشابهی قراز داده است، هم با عدالت و حقوق فطری بهتر تطبیق میکند و هم سعادت سعادت خانوادگی را بهتر تامین مینماید و هم اجتماع را بهتر جلو میبرد.(نظام حقوق زن در اسلام/شهید مطهری)

عیدتوووووووووووووووووون مباااااااااارک

نوشته شده توسط نازنین در ساعت | لینک ثابت |

سلام .تو این پست اول چند تا عکس براتون دارم بعدم ادامه بحث قبلی که از پست پیش شروع شد. اووووه راستی تا یادم نرفته یه چیزی را بگم : آقایونی که وارد این وبلاگ میشید اگه مطالب این وبلاگ اذیتتون میکنه: اولا کسی شما را مجبور نکرده وارد این وب بشید، ثانیا لطفا زباله ها و نخاله های توی سرتونو در قسمت نظرات خالی نکنیدچون اصلا جای خوبی را برای تخلیه زباله انتخاب نکردین... پس تخلیه زباله ممنووووع. در غیر این صورت نظر شما به سطل زباله هدایت خواهد شد.


چندتا دونه عکس:

یه عکس از پسرای خوشکل ایرونی(یاپیغمبر!!!!به خواب نیاین به حق علی)


اینم از قدرت ماهیچه چشم آقایون(به وزغ گفته زکی)


ایول ایول آبجیمونو ایول(تنها در این حالت حلال است)


بدون شرح.........................


چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است؟؟؟؟؟؟؟؟


 

این  تابلو هم قراره به زودی در سطح شهر نصب بشه.



مقام زن در جهان بینی اسلامی :

از جمله مسائلی که در قرآن کریم تفسیر شده موضوع خلقت زن و مرد است. اگر بخواهیم  ببینیم نظر قرآن درباره خلقت زن و مرد چیست، لازم است به مسئله سرشت زن و مرد توجه کنیم.باید ببینیم قران زن و مرد را یک سرشتی میداند یا دو سرشتی؛ قرآن با صراحت کامل در آیات متعددی میفرماید که زنان را از جنس مردان و از سرشتی نظیر سرشت مردان آفریدیم.در قرآن از آنچه در بعضی از کتب مذهبی هست که زن از مایه ای پست تر از از مایه مرد آفریده شده و یا اینکه به زن جنبه طفیلی و چپی داده اند خبری نیست.

یکی دیگر از نظریات تحقیر آمیزی که در گذشته وجود داشته است و در ادبیات جهان آثار نامطلوبی گذاشته است این است که زن عنصر گناه است، از وجود زن شر و وسوسه برمیخیزدو...میگویند مرد در ذات خود از گناه مبراست و این زن است که مرد را به گناه میکشاند!!!(چرت و پرت گویی هم اندازه ای داره والله!!!) میگویند آدم اول که فریب شیطان را خورد و از بهشت بیرون رانده شد، از طریق زن بود.شیطان حوا را فریفت و حوا آدم را!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! قرآن میگوید: به آدم گفتیم خودت و همسرت در بهشت سکنی گزینید و از میوه های آن بخوریدو آنجا که پای وسوسه شیطان را به میان میکشد ضمیرها را به شکل تثنیه می آورد، میگوید«فوسوس لهما الشیطان»،«فدلیهما بغرور»،«و قاسمها انی لکما لمن الناصحین»

یکی دیگر از نظریات تحقیر آمیزی که نسبت به زن وجود داشته است در ناحیه استعدادهای روحانی و معنوی زن است؛قرآن در آیات فراوانی تصریح کرده است که پاداش اخروی و قرب الهی به جنسیت مربوط نیست، به ایمان و عمل مربوط است، خواه از طرف زن باشد یا مرد.قرآن در باره ی مریم، مادر عیسی می گوید: کار او به انجا کشیده بود که در محراب عبادت همواره ملائکه با او سخن میگفتند و گفت و شنود میکردند، از غیب برای او روزی می رسید، کارش از لحاظ مقامات معنوی آنقدر بالا گرفته بود که پیغمبر زمانش را در حیرت فرو برده بود، او را پشت سر گذاشته بود، زکریا در مقابل مریم مات و مبهوت مانده بود.در تاریخ خود اسلام زنان قدیسه و عالیقدر فراوانند.کمتر مردی است به پایه خدیجه برسد و هیچ مردی جز پیغمبر و علی به پای حضرت زهرا نمی رسند.حضرت زهرا بر فرزندان خود که امامند و بر پیغمبران غیر از خاتم الانبیاء برتری دارد.

یکی دیگر از نظریات تحقیر آمیزی که درباره زن وجود داشته این است که میگفتند زن مقدمه وجود مرد است و برای مرد آفریده شده است.اسلام هرگز چنین سخنی ندارد. اسلام اصل علت غایی را در کمال صراحت بیان می کند. اسلام با صراحت کامل میگوید زمین و آسمان، ابر و باد، گیاه و حیوان، همه برای انسان آفریده شده است. اسلام میگوید هر یک از زن و مرد برای یکدیگر آفریده شده اند:«هن لبس لکم و انتم لباس لهن» زنان زینت و لباس شما هستند و شما زینت و پوشش آنها.اگر قرآن زن را مقدم مرد و آفریده برای مرد میدانستند قهرا در قوانین خود  این جهت را در نظر می گرفت ولی چون اسلام از نظر تفسیر خلقت چنین نظری ندارد و زن را طفیلی وجود مرد نمی داند، در مقررات خاص خود درباره زن و مرد به این مطلب نظر نداشته است.

خوب این از سوال اول تو پست بعدی جواب دو تا سوال دیگر را خواهم داد. تا بعد.

 

نوشته شده توسط نازنین در ساعت | لینک ثابت |

Copyright (C) 2008, http://vorudmamnu.blogfa.com. all right reserved
Design by Yas-Design

منوی وبلاگ

درباره وبلاگ

به وبلاگ فمنیستی من خوش اومدید.سعی کردم تو هر آپ یک قسمت طنز و شوخی برای سرگرمی مخاطب و یک قسمت جدی برای بیان نظر و طرز تفکرم داشته باشم. امیدوارم دست خالی از این وب بیرون نرید.

فهرست اصلی
صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب


نوشته های پیشین
هفته دوم تیر 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386


پیوندها
دختر برتر از پسر آمد پديد
شازده كوچولو(محيا)
کامی جون: دخی جون
خانواده سبز
تهران ديتا
كوروش
باران آنتي پسر
انتي بويز
عنوان وبلاگ فیلتر شده
چت
بازم چت
ايضا چت
خوب جاييه
دختران و...ناگفته ها
دختران فمنيست
شاسخین و بازیگران( اون يكي محیا)
شقایقهای آتش گرفته
به-نام
پسر يا؟؟؟؟؟؟؟
ميخواي لاغر شي؟
تصاوير متحرك و خطاي ديد
همه چی هست
دختران آبی پوش
پسر كش
لیلیوود(خبرای داغ هالیوود)
قالب وبلاگ بلگفا
ایزدشهر

طراح قالب
طراحی وبلاگ تجاری و قالب وبلاگ